<no title>
عاشق بادکنکه اینقد با بادکنکاش بازی کرد اصلا خسته نشد...
<no title>
اینم کیکیه که ددی واسش گرفته بودوچند روز بعد اومد خونمون با دایی حامد ومامان واسه جوجویی.
قربون اون ذوقت برم ....دس میزدی وجیق میزدی از خوشحالی...
<no title>
سال 1392
تولـد ـآرمیتـآ
قربون اون ذوقت برم ....دس میزدی وجیق میزدی از خوشحالی... اینم کیکیه که دَدی واسش گرفته بودوچند روز بعد اومد خونمون با دایی حامد و مامان واسه جوجویی عاشق بادکنکه اینقد با بادکنکاش بازی کرد اصلا خسته نشد... قـربـونـش برَم الهـی مث ِفـرشته ـهـآس :* عکسای دیگه دخملم یه کم به فکر ما باشید بابا دستم شکست ولم کن می خوام برقصم.. وای خدا ولم کنید نمی خوام عکس بگیرم ............... آرمیتا در حال گربه کردن .خسته شده بود نانازی.. چقد تکون خورد تا مایه عکس گرفتیم !! تا ولش میکنیم انگشتاش کیکو میخوره آرمیتا که کیک نمیخواد انگشتاشگش...
نویسنده :
♥ مآمآنـے
18:30


